قیمت سکه و ارز
۱۳۹۳/۰۲/۰۶ - ۱۴:۳۱
یادداشت اختصاصی «سراج 24»/حیدر رحیم پور ازغدی

دلایل باج گیری های پنهان و آشکار از کشاورزی/نقش شهرداریها در افزایش قیمت مواد کشاورزی/ دلالی بلای جان محصولات کشاروزی

به گفته امام ،محور اقتصاد ما ،کمر بسته اند و می خواهند ما را تا آنجا بکشانند که چون عرب های بی هنر همه پول نفت مان را برای خرید لوازم زندگی و غذا ،پیش کش دشمنان کنیم تا با کوچک ترین لرزش اقتصاد لیبرالیسم ،به درماندگی جزایر عربی مبتلا شویم.

دلایل باج گیری های پنهان و آشکار از کشاورزی/نقش شهرداریها در افزایش قیمت مواد کشاورزی/ دلالی بلای جان محصولات کشاروزی

پیش از این در مقاله های قبلی به نمونه هایی از باج گیری متنوع شرکت های رانت خوار وابسته به حکومت پرداخته بودم و دانستید شرکت های بذرو نهال ،پشتیبانی  امور دام وشرکت کود و سم ،به قدرت حکومت با چه حیله هایی از کشاورزان و دامداران باج گیری می کنند.

اینک کمی هم به خراج گیری های غیر مستقیم ولی رسمی ،و کاربرد نفوذی هایی می پردازم که در پی ریشه زنی کشاورزی و دامداری و به گفته امام ،محور اقتصاد ما ،کمر بسته اند و می خواهند ما را تا آنجا بکشانند که چون عرب های بی هنر همه پول نفت مان را برای خرید لوازم زندگی و غذا ،پیش کش دشمنان کنیم تا با کوچک ترین لرزش اقتصاد لیبرالیسم ،به درماندگی جزایر عربی مبتلا شویم و در پی آنند تا کشاورزی را زیان بار و سرمایه ها را هر چه بیشتر به سوی واردات و بازار توزیع بکشانند.

آنچنان که آشکار است و همگان می بینند دشمنان دانا با یارگیری دوستان نادان در ارتباطات خودمان فرهنگی را ساختند که شما از هر فرد از بهاء گوشت و میوه بپرسید ،نسنجیده و نیاندیشیده می گوید : گوشت و میوه هم

مانند کتاب گران است! با این که علت گرانی هر چیز ،از دو مقوله متفاوت است و هیچ ربطی به یکدیگر ندارند .

یک مقوله ،فقط به خاطر بی نظمی بازار توزیع و گرانفروشی است و مقوله دیگر گران تمام شدن تولید است که بایدمان برای کم خرج شدن تولید چاره اندیشید.

گرچه احتکار و خیانت های توزیع هم نقشی دارد و آشکار می سازم که قیمت گوشت و میوه در مقایسه با بهاء تمام شده از هر محصولی ارزان تر است و اگر حکومت بتواند دست سر راه بگیران را کوتاه کند و هر متاعی مستقیم به دست مردم برسد ،قیمت ،ارزان است ولی اینک بسیاری از ادارات ،همکار باج بگیرانند !

و من شاهد بودم گاری چرخی ای که نارنگی را کیلویی هزار تومان ارزان تر از مشابه آنکه در مغازه بود می فروخت،شهرداری ،گاری اش را جلب کرد و چون به اعتراض پرداختم پاسخ داد :این مغازه دار بیچاره روزی 100 هزار تومان خرج دارد که ریالش را گاری دستی ندارد چگونه می توانند هر دو به یک قیمت بفروشند ؟!از این گذشته ادارات به شیوه های نامرئی ،از تولید هم باج می گیرند.

یکی از راهکارهای تشویق رشته ،معاف داشتن کشاورزی و دام داری از مالیات بوده است ولی نوشتم که دارایی روز،هر گاه که خواسته باشد از کشاورز مالیات می گیرد و به شهادت من ،از کشاورز و دامدار ،اضافه بر این که در هر کجا و هر گونه که بتوانند باج هم می گیرند .

نمونه باج گیری در امور دام :تا پیش از ظهور دوم خردادی ها و تشکیل شوراهای شهری که تنها شغل شان افزودن بر مخارج و گرفتن پول از شهروندان عزیز وپرداختن مخارج انجمن و برداشت حقوق های آن چنانی بود ،دلالان دام ،بابت فروش هر راس گوسفند دو تومان یعنی فقط بیست ریال ،دلالی می گرفتند ،لیکن چندی است با مجوز انجمن شهر فقط بابت ورود به میدان ،10 تومان و دلالی دام را هزار تومان ،یعنی پانصد برابر تصویب کردند . چندی پیش با دلال دام فروش که برای فروش 100 راس دام 100 هزار تومان برداشته بود ،به اعتراض گفتم :چرا این همه ستم ؟ مگر سود ما از پروار این 100 راس دام چه اندازه است و او قبضی از شهرداری و قبضی از دارایی را به من نشان داد و گفت : از این دلالی فقط اندکی نصیب ما می شود زیرا ما دلال دارایی و شهرداری هم می باشیم و از شما می گیریم و به آنها می دهیم !

با ج شماره 2

از باج های غیر مستقیم به نمونه دیگری پردازم :هنگام فروش میوه ،همین گونه گفتگو را با هنگام فروش میوه با بارفروش ام داشته ام . او برای فروش 50 میلیون تومان خربزه و طالبی 5میلیون تومان به عنوان بار فروشی برداشته بود !گفتم آیا شما می دانید که 80 درصد از این 50 میلیون تومان مخارج تولید است و فقط 20 درصد از این مبلغ پاداش یک سال زحمت و درآمد ملکی می باشد که اگر چنان سرمایه ای را در شهر به کار می گرفتم سود هر ماهش بیش از 50 میلیون تومان می شد ؟

ایشان که مهندس کشاورزی و خوب حرفه را می شناسد ،آهی کشید و گفت آری !من می دانم و رنج هم می برم . ولی این شما باشید که نمی دانید درآمد ویژه من ،پس از پرداخت 6 میلیون اجاره سالانه مغازه و با پرداخت چنین مالیاتی !(قبضی را نشانم داد ) و با پرداخت مخارج دیوانی دیگر ،سهم من به یک درصد هم نمی رسد !آری ،صاحبان انقلاب !این تمدنی است که شما انقلابیون ساخته اید که من به اجبار از شما بگیرم و تقدیم ادارات کنم ،نه من که به همین زودی از میدان گریخته و به بازار توزیع خواهم رفت و دقیقا او هم همان سخن دلال دامم را گفت و نالید و گفت ما کارمند بی جیره و مواجب ثروتمندی می باشیم که چندین باب مغازه دارد و عامل اخذ خراج برای شهرداری که مانع از مغازه سازی ها شده بودند هدف شان این بود که نیروها و سرمایه ها به طرف تولید برود نه اینکه شهرداری هم پا به پای سرمایه داران ،از مغازه ها سرقفلی بگیرد و فروشندگان از گرده مردم بکشند و چیزی نگذشت که بارفروشی را تعطیل و وارد بازار توزیع گردید.چشم دولت روشن!

حال از جهت دیگر به مقایسه دو فرهنگ می پردازم: سال ها پیش بره ماده ای که پایش  شکسته بود با بره های نر به کشتارگاه فرستادم ولی دامپزشک کشتارگاه آن را برگرداند و گفت این را ببرید پایش را جا بیندازند. چند روز دیگر پایش خوب می شود و سه ماه دیگر استعداد مادر شدن دارد. گزارشی هم از مدیریت امروز می دهم ،مدیران امروز شرایطی را آفریدند که دامدار،بره های ماده آماده باروری حتی میش جوانی که بره ای در شکم و بره ای در پی دارد ،پا به پا به کشتارگاه می فرستد و از کمبود و گرانی گوشت ،گله دارند !!به نظر شما آیا منظور مسئولان چنین جنایتی به دست خرفتان و تزویر خائنانی که می خواهند ایران وارد کننده گوشت باشد و آنان ،رانت خواری کنند نیست ؟!

نمونه دیگری از اختلاف دو فرهنگ : هنگامی گله میش پیری را که برای فروش ،پروار کرده بودم و کشتن آنها از نگهداشتن شان اقتصادی تر بود به کشتارگاه بردم و پزشک یکسو نگر و یک بعدی کشتارگاه آنها را برگرداند و چنین گفت :این میش ها یک زایش دیگر هم دارند و در کشوری که می گویند نیاز به واردات گوشت دارد کشتن شان به مصلحت نیست گرچه در آن روزگار فقط اندکی گوشت آن هم به وسیله درباریان وارد می شد که بسیار هم ماجرا آفرید . ولی از آنجا که دکتر متعهد بود ولی نمی دانست نگهداری یک سال میش پیر چاق برای تولید بره ای اقتصادی نیست آنها را نکشت و من به اجبار برای کشتن آنها به این در و آن در زدم تا پزشکی که بیشتر می فهمید ،برای توجیه کشتار نامه ای به من نوشت و به من داد و گفت ببر ،حالا می کشند. دکتر در آن نامه نوشته بود گله ،آلوده به تب مالت است و باید معدوم گردد و بلافاصله دام ها را کشتند و چندی بعد نامه و چکی برایم فرستادند ،در نامه نوشته بود :دامپزشکی از شما که برای حفظ سلامت جامعه ،میش های آلوده به تب مالت را کشته اید تقدیر کرده و به عنوان اختلاف بها میش داشتی و گوشتی ،برای هر راس ،هزار تومان که در آن روزگار بهاء یک بره ماده بود فرستادند. البته من که اجازه نمی دهم پول حرام داخل دارایی ام شود، پول را به صندوقی ریختم که خرج براندازی شاه می شد.

منظورم از نوشتن چنین خاطراتی مقایسه دو فرهنگ رفتار بچه های انقلابی است که در دورانی که خانواده شاه گوشت وارد می کرد چگونه برای حفظ دام و دام داری ما می کوشیدند و امروزه خرفتان و خائنان به کارگردانی پشت پرده دشمنان نفوذی چه می کنند! شما می بینید هر روز، بهداشت و دامپزشکی در گوشه ای، مسلخی از کشتار دام های مریض را کشف می کند و شعار می دهد که خوردن آن گوشت ها، بیمارستان ها و قبرستان را پر می کند. ولی انحراف لیبرالیزم حاکم و حقه کاسب کاران در این است که به علل چنین جنایاتی نمی پردازند و به معلول ها پرداخته و محرومان را جنایتکار می شناسانند. خواندید که با نامه پزشکی، دامی را ببینید چرا بیچارگان، دام های مریض را پنهانی می کشند و به خورد مردم می دهند؟! پیش تر، کشتارگاه هر گونه دامی را تحویل می گرفت و پولش را می پرداخت و گوشت ناسالم را پس از خرید به چاه می ریخت، ولی امروز در خشکسالی سال 85 که مرگ و میرهای ناشی از گرسنگی، دام های جنوب خراسان را فراگرفته بود، مجلس دورنگر تصویب کرد، دولت، دام های آن ناحیه را خریده و برای پروار به خراسان رضوی بفرستد و آینده در برابر هر 100 کیلو دام زنده ای که به پرواربند تحویل می دهد 29 کیلو گوشت به اضافه آلایش دام تحویل بگیرد و طرح برای هر دو طرف خوب بود. هزار رأس را هم به من دادند که در همان روزهای نخست بیش از 5% آنها تلف شد و مسخره اینجاست که چون آنچه را مانده بود پروار بودم به سرمایه من به سرمایه من به چاه ریختند، گفتم دام ها را که شما داده اید چرا من زیان ناسالمی دام شما را بدهم و آنان خیرخواهانه و بدون عنایت به آنچه من می گویم فرمودند: ما نمی توانیم گوشت ناسالم را به خورد مردم بدهیم و چون گفتم: هیچ کس نمی خواهد، سخن این است که چرا ما باید زیان دامهای معیوبی را که از شما تحویل گرفته ایم تحمل کنیم و پاسخ شان در عالم بی زبانی این بود برای این که شما ودیعه و چک به دست ما دارید! شگفت اینکه، اداره دامپزشکی با چنین فرهنگی، از بیچارگانی که تنها دارایی آنان چند رأس دام است می خواهد هرگاه که دامی مریض گردد، صاحب دام، ماشینی را کرایه کند و دام مریض را به کشتارگاه ببرد تا آنان بکشند و آرایش اش بفروشد و گوشت را به چاه بریزند! ریالی هم به صاحب دام نپردازند؟! نه رانتخواران عزیز! آن بیچاره چنین سرمایه ای ندارد. از این رو دام مریض را به قصابان دوره گرد می فروشد و آنان گوشت مریض را به خورد مردم می دهند تا دولت، هزاران برابر بهاء دام مریض، به خاطر مفت خوری ها خرج درمان مریضان چنین سودایی کند.

و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۲
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••